|
اتاق عمل 892 زابل واقع در زهک
چهار شنبه 13 ارديبهشت 1398, :: 18:7 :: نويسنده : محمد طالب روحی
دیر آمدی باران.. من درجایی.. درحجم نبودن کسی خشکیدم...
واي، باران؛ باران؛ من شکو فائي گلهاي اميدم را در روءياهامي بينم،و ندائي که به من مي گويد: از گريبان تو صبح صادق، مي گشايد پر و بال.تو گل سرخ مني، تو گل ياسمني تو بهاري؟ نه،-بهاران از توست.از تو مي گيردوام، هر بهار اينهمه زيبايي را. و کهکشان پير گردش خود را.از ياد مي برد. و هر گياه،
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی برای چشمان شما رحم و شفقت برای دستان شما بخشش برای قلب شما عشق و برای زندگی شما دوستی هاست...
چهار شنبه 13 ارديبهشت 1398, :: 18:6 :: نويسنده : غفران فرید
شبی سرد و نامفهوم ؛ در تنگنای تحریف شده انسانیت؛ در میان آدمکان شهر بی رنگی، کودکی تهی از کودکی؛ قاصد دروغین فردا را در دست داشت این فالگیر عصر فریب و نیرنگی کوچک بود و میلرزید. ناگزیر و حیران از تعریف جایگاهش. فال میگرفت... فــــــــــــــــال من، فـــــــــــــال تو، فـــــــــــــــــــال ما... لبخند کودکان شهر، دست در دست پدر، چون دشنه ای میماند بر دیدگان تار و تاریک کوچک مرد شب سرما
خاطرم پر شد از آن چهره، کودک فالگیر صورتش از سرمای ناجوانمردانه زمستان کبود بود، ،گوئی به خورشید لابه میکرد تا که دادش بستاند از نامردیه این شب سیاه.. ننگ باد بر ظالمان... ننگ باد بر رقص بی نشان ثانیه ها؛ و آن هنگام است که مینویسد زندگی برای چه؟ و زندگی از ورای چه؟ و آن هنگام است که مینویسد دردهای من گرچه مثل درد های مردم زمانه نیست...درد مردم زمانه است. میلرزید و با لبان لرزان حسرت را فریاد میزد در عین سکوت: آدمکان شهر بی رنگی خنده بر لب.. . از پس شیشه های مه گرفته ترحم وار نظاره اش میکردند... از پس صورتی کبود تاب و توانی نمانده بود نای راه رفتن نداشت... خسته و ملول آرام نشست و گریست... در میان رنگ و بی رنگی را... از پس سرمای آن شب به خواب رفت... صبح دم آن هنگام که بر گرمای مأوامان از سرمای بیرون میلرزیم کودک فالگیر شهر بی رنگی پررنگ بود؛ سرما در بدن، صورتش کبود، لبانش خشک، دگر دم بر نمیآورد.. آرام بود از صدای فالگیر .آن شهر نا آرام ... آری او با هفت سالی توقف در ایستگاه زندگی میهمان آوارگی بود و بس.. دنیامان را بدرود گفت و گوشه ای تنگ آرام به خواب رفت تا که بنویسد ایستگاه آخر هم سرد بود...
چهار شنبه 13 ارديبهشت 1398, :: 18:4 :: نويسنده : حسین دهواری
چهار شنبه 13 ارديبهشت 1398, :: 17:55 :: نويسنده : غفران فرید
چهار شنبه 13 ارديبهشت 1398, :: 17:47 :: نويسنده : سمیه شیبانی
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه ! پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391, :: 12:14 :: نويسنده : غفران فرید
ويتامين E به تاخير بيماريهاي قلبي کمک ميکند. فرمهاي مختلف آن مورد استفاده توان و قدرت بدن قرار ميگيرد و يک آنتي اکسيدان قوي بيولوژيکي محسوب ميشود. اين ويتامين نقش اساسي در ايمني بدن دارد. منابع غذايي رايج ويتامين E شامل روغنهاي گياهي ، سبزيجات برگي سبز، حبوبات يا غلات، آجيلها، فندق، اسفناج، گل کلم، سبوس (غلات، لوبيا، باقلا) کيوي و انبه هستند. شخصي که به علت ناتواني در ترشح صفرا يا به علت بينظمي در متابوليسم چربيها قادربه جذب چربي نباشد درخطر کمبود ويتامين E قرار ميگيرد . نوزادان کم وزن و نارس نيزدر خطر کمبود اين ويتامين هستند پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391, :: 12:14 :: نويسنده : غفران فرید
تنها مواد شناختهشده ضد پیری پوست، ضد آفتابها هستند. بهترین کاری که شما میتوانید انجام دهید، دوری از آفتاب است. کلاژن، الاستین، لیپوزوم و… که در کرمها وجود دارند، جذب پوست نمیشوند و فقط اثر مرطوبکنندگی کرم را افزایش میدهند. شاید شما هم در تبلیغات مختلف با تزریق کلاژن آشنا شده باشید. تزریق کلاژن میتواند خطوط چهره مانند خط اخم و خط لبخند و یا خطوط ناشی از پیری را از روی پوست شما برطرف کند ولی پس از مدتی جذب میشود و تزریق مجدد، اغلب دو تا شش سال بعد باید انجام شود. با استفاده از پیلینگ میتوان تا حدودی پوست را جوانتر و صافتر و شادابتر کرد. پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391, :: 12:14 :: نويسنده : غفران فرید
پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391, :: 12:14 :: نويسنده : غفران فرید
ز زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
من دوست دارم بهش بگم کل زندگی در 4 جمله... |
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
|
|||
|
|